تحلیل رفتار متقابل یا TA؛ کارآمد یا ناکارآمد؟ - مرکز روانشناسی و روانپزشکی برگ سبز
تحلیل رفتار متقابل یا TA؛ کارآمد یا ناکارآمد؟

در سال 1950 میلادی روانشناسی به نام “اریک برن” یک تئوری جدید برای درمان مشکلات احساسی و رفتاری بیان کرد. تئوری رفتار متقابل بیان کننده کُنش های انسانی است که بعد از انجام آن ها از فرد مقابل انتظار می رود که پاسخی مناسب داشته باشد. برای مثال زمانی که به یک فرد سلام می کنید یا دست خود را به طرف او می برید، انتظار دارید سلام کرده و با شما دست دهد. این رفتار مصداق بارز (TA) است. هدف از به کارگیری تئوری (TA) در ابتدا ساده شدن روند درمان مشکلات رفتاری و احساسی بود. کم نیستند تعداد روش های درمانی در حوزه روان‌شناسی که سخت و پیچیده محسوب می شوند. بنابراین اریک برن برای بهرمندی از یک روش روان درمانی ساده و در عین حال تاثیرگذار، تئوری ( Transactional Analysis) را ارائه کرد. براساس این نظریه، هر فردی می تواند شخصیت و رفتارهای خود را در جهت مثبت تغییر دهد. به طور کلی (TA) به پیشرفت در زندگی شخصی، کاری و اجتماعی کمک می کند. البته این هدف زمانی محقق می شود که جوانب مختلف آن را بشناسیم و برای مسلط شدن نسبت به (TA) تمرین کنیم.

همانطور که گفتیم نظریه (TA) به ما کمک می کند تا با استفاده از یک روش ساده، مشکلات روحی، رفتاری و احساسی را درمان کنیم. از طرفی به بهبود روابط ما با دیگران کمک کرده و در کسب موفقیت در حوزه های کاری نیز موثر است. برای تحلیل تئوری رفتار متقابل به زبان ساده ابتدا باید با انواع شخصیت انسان آشنا شوید. به طور کلی ما سه نوع شخصیت داریم؛ کودک، والد و بالغ. هر یک از این سه نوع نیز برآیند سه مورد احساس، افکار و رفتار هستند. 

به بیان دیگر زمانی که مانند یک کودک خردسال واکنش نشان می دهید، احساس، رفتار و افکار شما مانند یک کودک هستند. این موضوع برای شخصیت والد و بالغ نیز صدق می کند. بهتر است بدانیم تصمیمات درست و مستقل ما با شخصیت بالغ گرفته می شوند. برای اینکه بتوانیم در هر موقعیت واکنش مطلوبی داشته باشیم باید تشخیص دهیم که کدام نوع از شخصیت یا در واقع “خود” ما فعال شده است

پدر تحلیل رفتار متقابل

چنین فضایی برن را به سمت ایجاد روانشناسی تحلیل رفتار متقابل هدایت کرد ولی به راستی برن چه گفت؟ او باور داشت که همه انسان ها ذاتا خوب هستند و این حالت از نهاد انسان بر می خیزد تا این که به رفتار مربوط شود و از نظر ارزش انسانی همه ی بشر در یک سطح قرار دارند و هیچ کدام بالاتر نیستند و این موضوع یک واقعیت است حتی اگر رفتار و کنش متفاوتی داشته باشیم و یا دارای نژاد، مذهب و سن متفاوتی باشیم. که این دیدگاه را میتوان در مغایرت با فلسفه گرایش به قدرت نیچه و گرایش به لذت فرویدی، در مورد انسان دانست، زیرا برن معتقد بود که همه انسانها توانایی تفکر را دارا هستند (به جز آنهایی که ضایعات مغزی شدیدی دارند) و تمایل جهان شمولی برای رشد در جهت مثبت در آنها نهادینه می باشد. انسان برای داستان و سرنوشت زندگی خود تصمیم می گیرد و بنا براین او قادر به تغییر دادن آن می باشد. که این مسئله شبیه برداشت راجرز از انسان و مفاهیم انتخاب آزاد و قابلیت خودگردانی وی می باشد و نهایتا اینکه در حوزه درمان، هم درمانگر و هم درمانجو مسئول هستند و با هم قرار دادی درمانی بر اساس شرح وظایف خویش می بندند و این ارتباط باز و نامحدود می باشد و مراجع باید درست به اندازه درمانگر درباره آنچه در کارشان پیش می آید اطلاعات کامل داشته باشد که این امر نیز در مقابل فضای خنثی و اسرارآمیز فرویدی قرار می گیرد.

نظریه تحلیل رفتار متقابل

از جمله خصوصيات نظريه ي برن استفاده از کلمات ساده و همه فهم براي بيان مقصود است اما استفاده از همين کلمات ساده باعث شد بسياري از روان درمانگران، با عنوان «روان شناسي عامه» از اين نظريه ياد کنند. اما با گذشت زمان و تلاش برخي شاگردان وی، کم کم نظريه ي «تحليل رفتار متقابل» ، از جايگاه خوبي در بين روان شناسان برخوردار شد به طوري که امروزه شاهد گرايش روز افزون روان درمانگران به اين نظريه هستيم. تحليل رفتار متقابل، نظريه اي در مورد شخصيت و روش منظمي براي روان درماني به منظور رشد و تغييرات شخصي می باشد.

این تعریفی است که به وسیله انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل ارائه شده است. از جمله خصوصيات اين نظريه ، اين است که فرآيند درمان، فرآيندي يک سويه نيست بلکه با کمک اين نظريه، درمانگر و درمانجو هر دو در کار درمان دخيل هستند. در واقع درمانگر ، تنها به بيمار کمک مي کند تا اصول نظريه را درک کند و پس از آن، اين خود بيمار است که بايد مشکلاتش را کشف و آنها را رفع کند و البته در اين راه، درمانگر به بيمار کمک خواهد کرد. اين نظريه راه کارهايي براي درمان هاي فردي، گروهي، زوجي و خانوادگي ارائه مي دهد و در عين حال به افراد کمک ميکند تا در ارتباطات خود با ديگران، آگاهانه از رفتارهاي مخرب پرهيز کنند.

مفاهیم کلیدی نظریه

طبق نظريه ي تحليل رفتار متقابل اريک برن، شخصيت انسان از سه بخش کودک، والد و بالغ تشکيل شده است.

والد (Parent):

بخش والد، تشکيل شده است از رفتارها و نگرش هايي که از پدر و مادر و افراد صاحب قدرت به عاريت گرفته ايم. هر وقت که درصدد نصيحت کردن ديگران برآمديم و همچون يک پدر و مادر مهربان و دلسوز به ارشاد و راهنمايي ديگري اقدام کرديم، والد درون خود را فعال نموده ايم. مصاديق بيروني والد، پدر و مادر، معلمان، پليس و همه ي افرادي هستند که به گونه اي خود را صاحب فهم و کمالات و قانون گذار مي دانند . والد ما هميشه درصدد اندرز ديگري و صدور دستور بايد و نبايد ، تصميم گيري و بالاخره خدامنشي است.

کودک (Child):

کودک ، بخش عاطفي و احساسي درون ما و احساس درباره ي مسائل مختلف زندگي است. وقتي که ما با يک کودک به بازي مي پردازيم و يا در رفتارها و بازي هاي او تامل ميکنيم، در واقع کودک درون خود را فعال نموده ايم. هنگامي که در جشن تولد يا مهماني شرکت مي کنيم و يا زماني که گريه مي کنيم، ديگران را دست مي اندازيم و خود را لوس مي-کنيم، کودک درون ما بيدار شده است.

بالغ (Adult):

بالغ، جنبه ي منطقي و خردمند شخصيت ماست، و به صورت اینجا و اکنونی مسائل را بررسی میکند. بالغ همچون يک کامپيوتر عمل مي کند؛ اطلاعات را جمع آوري، پردازش و نتيجه گيري ميکند. بالغ از احساس و عاطفه، به دور است و فقط طبق واقعيت عمل مي کند. کار اصلي بالغ، مديريت بخش هاي ديگر است. بالغ، واسط بين کودک و والد است و در مواقع تصميم گيري و حسابگري درباره ي امور مهم زندگی مانند شغل، تحصيلات، ازدواج، سرمايه گذاري و … (باید) ظاهر شود.

بحث اصلي « تحليل رفتار متقابل » تعامل بين اين سه گانه يا سه بخش شخصيت انسان است. هر گاه فرد بتواند در مواقع مناسب و ضروري بخش مربوطه را به کار گيرد، در واقع توانسته است نه تنها با بخش هاي دروني خود بلکه با ديگري نيز در موضع تعامل و سازگاري قرار بگيرد. آسيب رواني، زماني ايجاد مي شود که يکي از اين سه گانه، مستبد شود و بر بخش هاي ديگر مسلط شده و نگذارد آنها نقش خود را ايفا کنند.

تعریف عبارت های ایگو توسط اریک برن

یک الگوی ثابت از احساس و تجربه که به طور مستقیم با یک الگوی رفتاری منطبق با آن مرتبط است.

موقعیت های زندگی

اریک برن تاکید کرد که زندگی یک فرد و نتایج آن بر اساس 5 سال اول زندگی یک فرد از قبل تعیین شده است. ممکن است تعجب کنید که چگونه یک شخص می تواند داستان زندگی خود را بر اساس اتفاقی که در سال های رشد اتفاق افتاده است، قرار دهد؟

بنابراین در TA موقعیت های زندگی نظریه جالبی است که به الگوهای روانشناختی تفکر، احساس و رفتار ما توجه می کند. تصمیمات ما بر اساس پاسخ هایی است که از والدین یا چهره های والدین دریافت می کنیم. اینها باورهایی را درباره خود و جهان شکل می دهند. کودک تمایل دارد این تصمیم را زودهنگام بگیرد و بر اساس پیام هایی که ممکن است شفاهی باشد یا غیرکلامی باشد که در سال های اولیه دریافت می شود. با این حال، موقعیت های زندگی دائمی نیستند و می توان آنها را از طریق مشاوره یا درمان تغییر داد و به فرد کمک می کند تا خود را از باورهای خود محدود کننده رها کند تا داستان زندگی جدیدی را برای خود بپذیرد.

محکومیت های زندگی تشکیل شده به شرح زیر است:

  • من خوبم
  • من خوب نیستم
  • شما خوب هستید
  • شما خوب نیستید

برن اینها را ترکیب کرد و 4 موقعیت زندگی را به شرح زیر تشکیل داد:

این مواضع نشان دهنده موضع خاصی است که یک فرد اتخاذ می کند که همه چیز در مورد نحوه درک او از خود و دیگران است.

الف) من خوبم، تو خوب هستی

این اغلب به عنوان یک فیلمنامه زندگی برنده تعریف می شود. در اینجا کودک با خود و دنیا راحت است. او می داند که دوست داشتنی هستند و به گونه ای بزرگ می شود که به دیگران اعتماد کند، روابط معنادار طولانی مدتی خواهد داشت. نگرش خوبی دارند، اعتماد می کنند و اعتماد می گیرند.

ب) من خوب نیستم، شما خوب هستید

یک کودک در اینجا اغلب خود را در پایان بازنده می داند. آنها به شدت به این اعتقاد دارند و داستان های زندگی را خلق می کنند که بدبختی بیشتری را به همراه دارد. یک فرد در حالی که احساس قربانی شدن می کند، نیاز به خشنود ساختن دیگران را احساس می کند. آنها اغلب از قدرت دیگران به جای قدرت خود حمایت بیشتری نشان می دهند.

ج) من خوبم، تو خوب نیستی

یک نوزاد با این فکر بزرگ می شود که بالاتر از دیگران است. چنین کودکی به بزرگسالی تبدیل می‌شود که روی «خواسته‌های» خود تمرکز می‌کند در حالی که از دیگران سبقت می‌گیرد. این بزرگسال ممکن است تمایل داشته باشد مشکلات خود را به دیگران نشان دهد و سرزنش بازی را انجام دهد. چنین فردی همیشه باعث می شود دیگران احساس حقارت کنند در حالی که نسبت به خود احساس “خوبی” دارند.

د) من خوب نیستم، شما خوب نیستید

هنگامی که کودک در این موقعیت زندگی تصمیم می گیرد، کودک درگیری درونی با خود و جهان نیز دارد. آنها در نهایت یک زندگی پر از بدبختی ایجاد می کنند؛ در حالی که به خود اعتقاد ندارند و تصمیماتی می گیرند که آنها را در جایگاه قربانی قرار می دهد. فرد احساس ناامیدی و ناامیدی می کند. چنین فردی ممکن است عقب نشینی کند یا حتی به خود آسیب برساند.

 فیلم نامه زندگی

هر فرد قبلاً داستان زندگی یا فیلمنامه خود را بر اساس چیزهای زیادی مانند موقعیت های زندگی نوشته است. در تحلیل رفتار متقابل برن تاکید می کند که این از روزی که فرد متولد می شود آغاز می شود. هر فردی شروع، میانه و پایانی دارد. در اینجا، شما کارگردان و فیلمنامه نویس هستید و پایان خود را بدون آگاهی آگاهانه تعریف می کنید.

این موضوع ابتدا توسط اریک برن ساخته شد و سپس کلود اشتاینر روی آن کار کرد، فیلم نامه زندگی طرحی است که تحت تأثیر افرادی است که فرد با آنها بزرگ می شود. یک کودک این برنامه زندگی را بر اساس تأثیرات بیرونی و همچنین آنچه در درون اتفاق می افتد مشاهده و آماده می کند. والدین به کودک پیام هایی می دهند مانند “دنیا امن نیست”. یک کودک با این فکر بزرگ می شود که “من نباید به کسی اعتماد کنم.” توجه به این نکته مهم است که چگونه دو کودک ممکن است پیام های یکسان را از طریق درک خود تفسیر کنند.

یک نوزاد یا یک کودک پیام های خاص والدین را به روش خود تفسیر می کند. مثلا نادیده گرفتن مادر در سنین پایین ممکن است منجر به بی اعتمادی نوزاد به زنان یا به طور کلی به مردم شود. ممکن است فردی پس از اینکه معلم کلاسش مرتباً او را تحقیر می کند، تصمیم بگیرد: «من یک بازنده هستم».

 

هدف نظریه تحلیل رفتار متقابل

مجموعا می توان گفت این موارد اهداف کلی این نظریه است:

  • فردی با خودآگاهی بالا باشید.
  • رفتار خود را درک کنید، الگوها را اصلاح کنید.
  • افکار، رفتارها، اعمال خود را بررسی کنید.
  • در حالت ایگوی بزرگسالان حضور داشته باشید.

مزایای تحلیل رفتار متقابل

اولین مزیت TA این است که توسط برن با هدف صریح بودن، با مفاهیمی به راحتی قابل درک ساخته شده است، این امکان را برای افراد غیر متخصص فراهم می کند تا نظریه را درک کنند و با مکانیسم های آن و نحوه تعاملات اجتماعی در زندگی خود آشنا شوند.

TA به افراد کمک می کند تا بتوانند بینش عمیق تری نسبت به رفتارها، واکنش ها، افکار و احساسات خود که ممکن است قبلاً از آنها آگاه نبوده اند به دست آورند و به آنها خودآگاهی بیشتری می دهد.

یکی دیگر از مزایای TA این است که به بهبود مهارت های ارتباطی و روابط با دیگران کمک می کند، در حالی که درگیری ها را کاهش می دهد، و این مزایا توسط تحقیقات فعلی پشتیبانی می شود.

نکته مثبت نهایی این است که TA می تواند برای بسیاری از محیط ها / تعاملات اجتماعی و بسیاری از انواع روابط قابل استفاده باشد. به عنوان مثال، روابط یا تعاملات کار، همکاران و مدیر، تعامل معلم و دانش آموز در مدارس، روابط عاشقانه/ ازدواج، خانواده، رابطه والدین و فرزند و…

معایب تحلیل رفتار متقابل

یکی از معایب TA این است که به شخصی نیاز دارد که درجه خوبی از خودآگاهی و ظرفیت برای نگاه کردن و توجه به رفتار، احساسات و الگوهای فکری خود داشته باشد، برخی از مراجعان یا افراد ممکن است این ظرفیت را نداشته باشند.

TA مستلزم آن است که مراجع تمایل و انگیزه داشته باشد تا بر مشکلات و رفتارهای خود مالکیت داشته باشد، بنابراین TA ممکن است برای همه مناسب نباشد.

TA در ابتدا توسط برن ایجاد شد تا ساده و آسان برای درک باشد، بنابراین برای افراد معمولی قابل دسترس تر است، اما با اضافه کردن روان درمانگران و روانشناسان جدید به این نظریه، آن را پیچیده تر کرده است و برخی از ماهیت ساده انگارانه اولیه خود را از دست می دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا